?️?️سندروم بی آیندگی و جامعه معاصر?️?️

?در خبرها از یک مقام دولتی مطلبی درج شد که در گیرودار نرخ طلا و ارز کمتر کسی به ان اندیشید.خبر تکان دهنده این بود:

?آماری که باید آن‌را جدی گرفت ‌”یک چهارم جمعیت ایران دچار علائم روانی هستند!”

◾️سخنگوی وزارت بهداشت پزشکی گفت:

✔️یک چهارم جمعیت ایران و در برخی مواقع نزدیک به یک سوم آنها دچار علائم روانی هستند که احتیاج به مداخله برای درمان دارند.

✔️درمان این علائم روانی صرفا از طریق درمان در مطب حل نمی شود بلکه باید یک برنامه مبتنی بر اجتماع و جامع نگرانه برای این هموطنان داشته باشیم…

◾️جامعه ای که در خوش بینانه ترین حالت یک چهارم آن دستخوش اختلالات روانی هستند. براستی عامل این اختلالهای روانی جامعه خود مردم هستند؟ و منشا ان چه میتواند باشد؟

☆فشارهای شدید اقتصادی:تصور کنید زوجی جوان با تلاش شبانه روزی و تحمل هزار رنج و کار چند شیفتی و وام های کمر شکن چهارصد میلیون تومان برای خرید یک سرپناه پس انداز کرده اند اما در مدتی کمتر از یکماه قیمت همان خانه دو یا سه برابر شده است.این زوج آینده ی خودرا تاراج شده می بینند.فشارهای شدید اقتصادی و نوسانات بازار حاوی سندروم بی آیندگی است.

?فشارهای اجتماعی:خبرهای رسانه پیوسته از تجاوز به کودکان و قتل و پولشویی و شکاف طبقاتی واحتمال جنگ می گویند.

?وعده های دولتمردان محقق نمیشود.آینده در هاله ای ازابهام قرارگرفته ونمیتوان تصوری درست از ان ترسیم کرد.

?آینده برای مردم قابل تصور نیست.در چنین شرایطی “امید” و “اعتماد”در ذهن مردم جان می بازد و تنها در لغت نامه ها میتوان مصادیقی برای آن یافت.شاید در این گیرودار روح و جان جامعه دستخوش انواع اختلالات روانی میشود.گرانی و سقوط اخلاق وانحطاط فرهنگ و باور مردم موجب پیدایش جامعه ای شده است که “غمگین ترین”و “عصبی ترین”و اینک روانی ترین جامعه را رقم زده است.

▫️▫️پیدا کنید پرتقال فروش را.
آیا آینده ی ما و فرزندانمان مصادره نشده است؟امیدوارم جامعه معاصر توان بازیابی خود را پیدا کند.
▫️▫️▫️من نگران آینده و سقوط درونی جامعه هستم..

✍سعید خزائی